روزي زيبايي و زشتي در ساحل دريايي به هم رسيدن و به هم گفتند:بيا در دريا شنا کنيم برهنه شدن و در اب شنا کردند و زماني گذشت و زشتي به ساحل برگشت و جامه هاي زيبايي رو پو شيد و رفت
زيبا نيز از دريابيرون امدو تن پوشش را نيافت از برهنگي شرم کرد و به نا چار لباس زشتي را پوشيد و به راه خود رفت
تا اين زمان نيز مردان و زنان اين دو را با هم اشتباه ميگيرند اما اندک افرادي هم هستند که چهره زيبايي را
مي بينند و فارغ از جامه هايي که بر تن دارد او را مي شناسند و برخي نيز زشتي را مي شناسند
و لباس ها يش او را از چشمهاي اينان پنهان نمي دارد
سلام.................این مدت من نبودم ....................از این به بعد هستم
اگه اجازه دهی کمی نگاهت میکنم............... همه ی زندگیمو تقدیم راهت میکنم
از همه دنیا فقط به یک نگاهت راضیم......... من دیگه خسته شدم بذار کنار از بازیم
دیدن اشکای من چقد خوشالت میکنه.....شکست غرور من میدونم راضیت میکنه
میشکنم غرورمو تا قلب تو شاد بشه.........طفلکی دل اسیر از قفس ازاد بشه
. بالا خره تموم شد.......... وای تایپ کردن میکشه ادمو....................
.


دیگه هیچی برات نمی نویسم.........چون تو که اصلان اونارو نمی خونی.
اصلان واست مهم نیست......... دیدن و خوندن ونخوندنشون یکیه.......درسته؟
اولش فک کردم شاید کاری داری.گفتی داری واسه کنکور اماده میشی........
قبلش چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا می فهمم خیلی کارم بیهوده بوده.......... میدونی من
اصلان معتقدبه دوستی دخترا وپسرا نیستم..(اگه هم به کسی بر میخوره ازش عذر میخوام)
خوب این فکرمه........ کاریشم نمی تونم بکنم........ شایدم تقصیر مامانمه.اینجوری تربیتم کرده.......
.........بی خیال........ اما .حالا بعد این همه فهمیدم همه جا خوبو بد هست.............. همه جا.......
وخوشحالم که خدا ادمای خوبو سر راهم قرار میده............به فردا می اندیشم
زیبا مسه یه باغ پر از شکوفه های سیب با گلهایی که با شادی برای
بلبل شیدا ناز می کنن........و نسیم خنکی که بال شاپرکم را نوازش میکند
و احساس خوبم از تو فرشته ی کوچولو که برام مسه دریای ابی بودی ارم
ریبا .زلال وپاك....
.
یک قطره اشک گوشه چشمات نشسته بود.... بهت گفتم : اين ديگه چيه؟روت بر گردوندی و گفتی هيچی.
گفتم:خودم ديدم که گريه کردی.گفتی:نه.اين که اشک نيست. گفتم اگه اشک نيست پس چيه؟ گفتی اين
عشقه. گفتم عشق چيه؟ خيلی مهربون شده بودی.نگاه کردی توی چشمام!. گفتی:عشق يعنی خاطره. گفتم:خا
طره چيه؟ گفتی يعنی خاطره اولين بار که ديدمت. يادت هست؟ گفتم :عشق حقيقی که يک لحظه نيست.خا
طره اولين ديدار يک لحظه بود و تموم شد. گفتی :ديدی اشتباه کردی! عشق يعنی تکرار خاطره اولين
ديدار.که تا آخر عمر توی ذهن می مونه و مدام تکرار ميشه. حا لا توی چشمات نگاه می کنم و يک قطره
اشک آهسته از گوشه چشمام پايين مياد

اي تو جاري شده درقشنگترين دقايقم
اي تو با من آشنا ناجي قلب عاشقم
اي تو پيدا شده در لحظه انتخاب دل
پاي تو درسکوت شب بهارپاييزدلم
کسي مثل تو ،تو حرم نفسم جاري نشد
کسي مثل تو به سرم دست نوازش نکشيد
کسي مثل تو منو به ظلمت شب نسپرد
کسي قلب منو مثل تو به آتيش نکشيد
هيچکي هستي منو مثل تو از من نگرفت
کسي مثل تومنو اسير تنهايي نکرد
کسي مثل تو برام آيه تاريکي نشد
کسي مثل تو به من حلقه نابودي نزد
عاقبت عشق دروغين و فريبنده تو
منو تا مرز بد لحظه بدنامي کشيد
من هنوز دوزخي عشق دروغين توام
از تو اين تشنه تن خسته به انتها رسيد